بيشك رسوم و فنون كشاورزي را ميتوان تا حدي برپايهٴ مدارك امروزي بازسازي كرد، بهويژه هنگامي كه بسياري از اين مدارك تجزيه و تحليل و مقايسه شوند. بهتر است يك مجموعه از آنها را بر سبيل مثال يادآور شويم. ما گزارشهاي راجع به املاك تييري دهيرسُن (هيرسُن آن بري) در ايالت آرتوا (يا دست كم برخي از اين گزارشها) را در دست داريم. اين تييري پس از خدمت به رُبِر آرتواي دوم و شاه فيليپ زيبا، مشاور اعظم ماهو (كنتس آرتوا و بورگوندي) و درسال 1328 اسقف آراس شد و درهمان سال وفات يافت. گزارشهاي كشاورزي او امكان ميدهد كه گاه با جزئيات زيادي روشهاي كشاورزي او را معلوم سازيم. اينكار بهوسيلهٴ ژول ماري ريشار بهخوبي انجام گرفته است.1 اين تحقيق با موفقيت مطالب زير را دنبال كرده است: 1) شيوههاي برداشت؛ 2) گياهان غلهاي و حبوبات، 3) علفزارها؛ 4) بيشهها؛
5) باغها، شامل فهرستي از سبزيها، درختان ميوه، و گلهاي كشتشده؛ 6) حيوانات؛ 7) ساختمانها و وسايل كشاورزي؛ 8) كارگران مزرعه.
بزرگترين رويداد كشاورزي اين عصر كه ميتوان آن را به شخص معيني نسبت داد، جنگلكاري ريگزارهاي لريا بهفرمان شاه دينيش آزاده (سيزدهم ـ 2) است، كه تا سال 1325 فرمان ميراند. اين تنها خدمتش به جامعه نبود، چون او همهٴ رشتههاي كشاورزي را توسعه داد.
پزشك او استاد گيرالدِس، كتابي دربارهٴ مرغداري به زبان پرتغالي نوشت.2
برجستهترين رسالهٴ مزرعهداري، نهتنها دراين عصر بلكه ميتوان گفت در سراسر سدههاي ميانه در قلمرو مسيحيت را پييترو دي كرِشِنْتسي درحدود سال 1306 در سنين پيري نوشت.
اين رساله از لحاظ گستردگي مطلب و جزئيات بسيار جامع بود و معلومات و تجربهاي را كه تا آن هنگام انباشته شده بود نشان ميداد، جز اينكه بدبختانه تجربيات غني كشاورزان و باغداران اسپانياي مسلمان در آن نبود.
تا اين زمان ديگر مهمترين تأليف عربي در اين زمينه، يعني تأليف ابن عوام اشبيلي (دوازدهم ـ 2) منتشر شده بود، هرچند ديرتر از آن نوشته شده بود كه بتواند ترجمه شود. در نوشتههاي عربي محمد الشَفَـرهٴ اِلچهاي و ابن ليون آلمريايي يا در نوشتهٴ فارسي رشيدالدين، كمتر چيزي بر كتاب الفلاحهٴ ابن عوام افزوده شده بود.
معلوماتي دربارهٴ باغهاي شرقي ممكن است بهوسيلهٴ صليبيان از شرق آورده شده باشد. ما